نهضت انتظار (۲)
در این بخش از مقاله سرفصل های مبحث نهضت انتظار که توسط حجت الاسلام ثقفی ارائه شده است پس از ارائه مقدمه در باب انقلاب اسلامی و مسئله هویت به بحث معنا و مبدا نهضت انتظار پرداخته شده است.
مقدمه: انقلاب اسلامي و مسئله هويت
- اگر چه امروزجامعه ما بر خلاف تبليغات دشمن دچار بحران هويت نيست اما درعين حال از يك اختلال هويت در رنج است.
- امروز برخي از نخبگان ما با شدت و ضعف دچار مشكل هويتي هستند به گونه اي كه بخشهائي از اين قشر دچار بحران هويت شده اند...
ادامه مطلب
چند وقته که به خاطر مشغول شدن به بحث جريان رام الله، ظاهرا از موضوع مربوط به عنوان اين وبلاگ، نهضت انتظار، فاصله گرفته ام. تا اين که پيام خصوصي نظريه پرداز نهضت انتظار جناب استاد ثقفي رو دريافت کردم. ايشان در پيام خود اشاره کرده بودند که بحث نهضت انتظار را با ويرايشي جديد در سلسله جلساتي در قم ارائه کرده اند. استاد ثقفي محبت کردند و خلاصه اي از مباحث مذکور رو از طريق پست الکترونيک براي حقير ارسال کردند. سعي خواهم کرد به صورت متناوب اين بحث و بحث شيطان پرستي رو در چند شماره به وبلاگ اضافه کنم. باشد که مقبول افتد.
نهضت انتظار (۱)
پيشگفتار
نظريه هاي اصلي نهضت انتظار:
نهضت انتظار مبحثي پرظرفيت است البته گويا با ديدن اين اصطلاح, خواننده متوقع مي شود در باره چگونگي نهضت جهاني امام عصر (عج) و يا وظايف منتظران آنطور كه رايج است, مطالبي را بيابد. اما در اين اثر خواننده باواقعيت ديگري مواجه خواهد شد. واقعيتي تحت عنوان "نهضت سياسيِ هدفمند انبيا و اوصيا كه محور اصلي تاريخ دين بلكه تاريخ بشر و مفسر معناي انتظار در تاريخ خواهد بود. اين نهضت در حقيقت چگونگي ارتباط ميان زندگي ما در همه ابعاد فردي و اجتماعي رابا دين و غايت زندگي بشرنشان خواهد داد. در اين اثر خواننده به حقيقتي تاريخي دست خواهد يافت كه شناخت زمان و زمانه را در هر عصري كه باشد برايش ممكن خواهد شد. بناي بحث نهضت انتظار آنگونه كه در اينجا صورت پذيرفته است, بر چند اصل يا نظريه يا فرضيه استوار مي باشد.در اينجا قبل از شروع بحث يكايك آنها را بر مي شمريم.
ادامه مطلب
شيطان پرستي (۱)
با وقوع انقلاب اسلامي[ اسلام پس از هزار و 400 سال، شيطان را تحقير كرد و شيطان در پاسخ، طرح جامع اسلامستيزى را آماده كرد كه در اين طرح غربي، اساسيترين مسأله، قداستزدايى از اسلام است. (سخنراني حسن عباسي، رئيس مركز بررسيهاي دكترينال امنيت بدون مرز با عنوان تجزيه و تحليل شيطانپرستي در دنياي ترانسمدرن)
پندارهای از شیطان، اثر گوستاو دور
در کتاب بهشت گمشده، نوشته جان میلتون
مقدمه
بلك متال، دِد متال، مريلين منسون، كليساي شيطان، satanic bible، آنتون لاوي و كلماتي از اين دست شايد بارها به گوش شما خورده باشد؛ يا افرادي را كه كم هم نيستند، ديده باشيد كه خود را طرفدار اين نامها ميدانند، موسيقيهاي عجيب و غريب منسوب به اين اسامي را گوش ميكنند، گاهي لباسهاي عجيب و غريب ميپوشند و به قول خودشان «تريپ خفن ميزنند» (البته تا پيش از اجراي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي، احتمالا با چنين پوششهايي مواجه شده باشيد)؛ يا با علامتهاي خاصي كه اين روزها بر ديوارهاي شهر از بزرگراهها گرفته تا خيابانهاي فرعي و كوچه پس كوچههاي محلههاي مختلف با خطهاي كج و معوج ترسيم شده است مثل ۶۶۶، علامت ستاره 5 پر (پنتاگرام)، صليب شكسته و صليب وارونه برخورد كرده باشيد.
از اينها گذشته حتما زياد شنيده ايد كه در فلان كشور اروپايي يا امريكا عدهاي شيطانپرست در يك حركت جمعي، آدمي را تكهتكه كرده و خوردند يا به كودك خردسالي تجاوز كردند و سپس او را كشتند.
اخيرا در كشور ما نيز هر از گاهي اخباري از فعاليت رو به گسترش شيطانپرستان و دستگيري برخي از آنها از سوي پليس به گوش ميرسد. به عنوان نمونه به دو خبر زير توجه كنيد:
ادامه مطلب
نامه ســـرگشاده
به
شیطان
چند وقته که به خاطر گرفتاری نمی تونم وبلاگم رو آپ (به روز) کن
م.
حتی یه مدت بود که نمی تونستم کامنتهای (دیدگاههای) دوستان و دشمنان رو بخونم. فرصتی دست داد و سری به وبلاگ زدم ببینم بلاگفا تعطیلش کرده یا نه، که با دیدگاه ارزشمند دوستی به نام شهروند و واکنش گرداننده یکی از وبلاگهای طرفدار ایلیا رام ا... به این مطالب ذیل مطلب «حیله جدیدی از طرفداران رام ا...» برخورد کردم. حیفم اومد این مطالب ارزشمند در بخش کامنت از نظرها پنهان بمونه. لذا با تشکر از این دوست عزیز مطلب ایشون و واکنش الیاسینی ها رو تمام و کمال در این پست قرار دادم.
راستی تا یادم نرفته بگم که یک پژوهش حدودا ۱۵۰ صفحه ای درباره شیطان پرستی آماده کردم که با عکس و فهرست منابع به طور کامل در اسرع وقت روی وبلاگ خواهم گذاشت. اگر او بخواهد
نامه سرگشاده شهروند:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي پيمان فتاحي
خدا و عشق الهي مقوله اي نيست كه كسي بتواند در بلند مدت از آن به عنوان نقاب استفاده كند، شاهد سخن160000 نفرانسان تشنه معنويتي است كه تنها به اين دليل كه احتمال دادند نمايندگان دينشان از احساسات مذهبي مردم استفاده ابزاري مي كنند و سخن گفتن از خدا را پوششي كرده اند براي استتارآنچه استتاركردني است به آن نمايندگان پشت كردند و به دامان شما چنگ زدند .
ده سال پيش به هيچ عنوان حاضر نبوديد حتي اسم و فاميلتان از پرده غيب بيرون بيفتد. دوست داشتيد استاد "م. رام الله" صدايتان كنند يا "آواتار" بدانندتان يا "بني سماء" يا "ايليا" يا "تجسم جريان حقيقت" يا "روح مجسم حق" يا هر عنوان دهان [پر کن] اسرارآميز ديگري غير از نام معمولي پيمان فتاحي.
اما امروزنام شما كمترين چيزيست كه خداوند آشكار مي كند.
سالهاي گذشته خودتان ماهانتا، اواتار، يا سات گورو بوديد امسال به طور كلي نظام آواتاري و گوروئيسم را مردود اعلام مي كنيد.
تا ديروز انواع كتابهاي عرفان مدرن شرقي و غربي را كه بعضي از آنها شديدا انحرافي و گمراه كننده بودند، در ابعاد گسترده تبليغ و منتشر ميكرديد امروز اصرار داريد مكتوب شود: هيچ يك از عرفان هاي شرقي و غربي مورد تاييد و تصديق استاد فتاح قرار ندارند.
در جلسه هاي سخنراني تان عده اي را مي فرستاديد ضبط صوت ها قلم ها و كاغذ ها را از مستمعين بگيرند و حتي دستور مي داديد مامورين انتظامي خودتان پنبه در گوشهايشان فرو كنند چرا كه يك قياس ساده در سخنان قبل و بعد شما به راحتي تناقضات گفتاريتان راروشن مي كرد. و چه قولي داديد در يكي از اين سخنراني ها!
قول داديد كه اگر كسي پيدا شود فقط يك مورد مغايرت ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس پيدا كند در اين صورت شما بيش از نيمي از شهر تهران را به او مي بخشيد.
البته كه ميان تعليمات شما و تعاليم كتابهاي مقدس مغايرت هست اما فكر نكرديد در حاليكه مالك نيمي از شهر تهران نبوده و نيستيد واكنش مخاطب در برابر چنين ادعايي چه مثبت باشد و چه منفي در هر دو صورت اين نحو مبارزه طلبي دروغگو بودن فرد مدعي را ثابت مي كند؟
مقربين درگاهتان نوشته اند: "او" روشهاي دوازده گانه و اصول سي وشش گانه تفكر را با احاطه كامل و تسلطي همه جانبه به شاگردان خود آموزش مي دهد. بعضي از اين شاگردان پس از گذراندن دوره هاي اوليه آموزش تفكر توانايي جهش يافته خود را در حل مسائل نشان مي دهند.
تفكر قرينهاي، موازي، فرمولياب، ضد فرمول، نشانهشناسي و معكوس، شاخههايي از آموزشهاي او در تفكر است كه مشابه آن در دانش متعارف تفكر كمسابقه يا بيسابقه است."
اماوقتي با شاگردان بی گناهتان روبرومي شويم دروغ بودن تمام ادعاهاي بالا ثابت مي شود.
انبوه وبلاگهايي كه اين شاگردان مامورشدند وارد شبكه كنند ونگاهي به كامنت هايشان گوياترين سند ضعف شديد و اختلال در ارگانهاي ذهني مربوط به تفكر است.
تسلط غير عادي قواي احساسي بر قواي عقلي، پاك كردن صورت مساله بجاي حل آن، اوهام گرايي و اعتماد به امور نفساني نظير الهام و رويا، طفره رفتن از هر نوع شركت در مباحث منطقي، برخوردحذفي با نظرات مخالف، تهمت زدن به مخالفان، پيشداوري و قضاوت و حكم صادر كردن در مورد هر كسي كه عاشق استادشان نباشد، مهر نفاق و خيانت و اطلاعاتي بودن به افراد مختلف زدن و نظایر اینها از جمله خصوصياتي است كه شاگردان شما را متمايز مي كند. در جايي صراحتا" عنوان كرده اند:" تسليم و خدمتگذار بودن" يعني: كور شويد كر شويد لال شويد...
ادامه مطلب
حیله جدیدی از
طرفداران پیامبر دروغین
علی رغم تلاش نهضت انتظار برای برخورد جوانمردانه با آواتار (پیامبر دروغین خود خوانده عصر مدرن) و ابراز دیدگاه ها در قالبی کاملا علمی و منطقی، متاسفانه طرفداران حقیر این فرد توهم زده، به روش های گوناگون برای تخریب این وبلاگ اقدام کرده و می کنند. از اظهار نظرهای عصبی و توهین آمیز گرفته تا ایمل ها و نظرات خصوصی رکیک و ایراد اتهامات بی پایه و تحریف واقعیت ها بخشی از این اقدام هاست که تمام دیدگاه های ایشان در بخش کامنت ها بدون کم و کاست باقی است فقط یک کامنت که فردی با کلمات مستهجن علیه طرفداران ایلیا اظهار نظر کرده بود برای رعایت شان کلام و حرمت خوانندگان وبلاگ حذف شد. البته تا کنون این قلم نیازی به پاسخ گویی و مقابله به مثل با این افراد را نداشت اما از آنجا که رفتار ناشایست اخیر ایشان پای فرد ثالثی را که بنده هیچ گونه سابقه آشنایی با وی را ندارم به میان کشیده ناچارم برای رفع اتهام از این دوست عزیز اعتراض خود را درج نمایم. باشد تا وسیله ای برای اثبات انحراف این گروهک منحرف و رهبر وهم برداشته و طرفداران ساده لوحش باشد.
در اظهار نظرهایی که ذیل مطلب نقد کتاب جریان هدایت الهی (بخش نخست) آمده برای نخستین بار متوجه شدم یکی از افرادی که با ادبیات طرفداران ایلیا برایم کامنت گذاشته (با نام روح الله) آدرش وبلاگش را هم داده است http://www.jamkaranihaa.blogfa.com/ لذا بر آن شدم تا به شبهاتی که درباره حقیر مطرح کرده بود پاسخ بدهم اما باقی ماجرا درباره رفتار شیادانه این افراد را می توانید در وبلاگ این دوست پیگیری کنید.
نقد کتاب جریان هدایت الهی
بخش نخست
هر چند عادت ندارم به موضوعی خاص در چند شماره بپردازم، اما به واسطه احساس خطر بالایی که از جانب تفکر امثال پیمان فتاحی در حق دین مظلوم اسلام می کنم اگر عمری باقی باشد در دو سه نوبت به نقد محتوای کتابی که تحت عنوان «جریان هدایت الهی»، برگرفته از تفکرات آقای رام الله با مجوز رسمی وزارت ارشاد منتشر شده است خواهم پرداخت تا باشد که اهل تفکر ببینند و قضاوت کنند.
در جایی گفته شد که چرا در این مملکت تفکر امثال اشو و سای بابای هندی به راحتی منتشر می شود اما به تفکر امثال رام الله حساسیت نشان داده می شود در حالی که این اندیشه کاملا منطبق بر آموزه های قرآن است؟
پاسخ این که اگر امثال اشو و سای بابا تفکرشان منتشر می شود حتی اگر این تفکرات منتج به هدایت حقیقی نباشد، از آنجا که اینان کاملا آشکارا خود و سوابقشان را مطرح می سازند و داعیه الصاق خود به دین اسلام را ندارند بر آنها حرجی نیست اما امثال رام الله که باورها و احتمالا اندیشه های شخصی خود را با رنگ و لعاب اسلامی عرضه می کنند و هر جا که لازم دارند آیه ای و روایتی از قرآن و بزرگان اسلام را به آموزه های خود سنجاق می کنند خطرناکند، چرا که در مکتب ما منافقین از کفار بدتر و خطرناک ترند.
اما نقد کتاب
نقد این شماره شامل چند سوال است که طرفداران رام الله و خودش یا به آنها نمی پردازند یا پاسخهای مبهم و سر کاری به آنها ارائه می کنند:
ادامه مطلب
یک خبر درباره پیمان فتاحی (ایلیا رام الله)
به نقل از جهان نیوز
تلاش همسر ایلیا رام الله براي تحريك مريدان
مدتی بود فرصت نمی کردم مطلب جدید بنویسم،
البته مطلب زیر هم از نوشته های جدیدم نیست
تقریبا یک دو ماه پیش نوشته بودم
و برای این که وبلاگم رو به روز کرده باشم
اینجا آوردمش
یک الیاس واقعی
«دوباره آمده، درهای وجودتان را باز کنید. کسی بر در خانه شما میکوبد. نگذارید پشت در بماند. مباد برود، که اگر برود، خدا برود. در بگشایید و پذیرایش شوید. دیوارها را فرو ریزید و در آغوشش بگیرید. فریاد برآورید و بخوانیدش زیرا چه شبها و روزها شما را به سوی خود خوانده و خود را ناخوانده انگاشتهاید. او را، او را، او را بنگریدش و لحظهای رهایش نکنید، چشمانتان را بگشایید و ببینید. او دوباره میآید.»
این جملات پشت کتاب "جریان هدایت الهی؛ تعالیم حق – جلد اول"که مجموعه سخنان فردی به نام مستعار "الف.
میم. رام الله"درج شده است. این کتاب که روی جلد آن علائمی از ادیان اسلام، مسیحیت، بودیسم، یهود و زرتشت نقش بسته در قطع جیبی و در 192 صفحه چاپ شده است. مطالب کتاب را فردی به نام پیمان الهی که مدعی است از شاگردان استاد رام الله است، تدوین کرده و این کتاب با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با شابک رسمی در سال 1377 از سوی نشر تعالیم مقدس برای نخستین بار چاپ شده است.
کتاب که با عبارت مقدس بسم الله الرحمن الرحیم و ابتدای آیهالله الکرسی آغاز شده است، به علت طرح روی جلد خاص و اسامی نامأنوس، مستعار و حروف اختصاری که به چشم میخورد، در بدو امر شک هر کتابخوان حرفهای را برمیانگیزد که بالاخره نویسنده ...
ادامه مطلب
دست و دل بازي در برابر راهزنان
داستان همان داستان قدیمی ادعاي اعراب بر تملک آبهاي جنوبي ايران، خليج فارس، و اهمال دستگاه هاي مسئول دولتي، دانشگاهي و پژوهشي در اين زمينه است.
اما بيگانگان وقتي دست و دل بازي ما را از ذخاير سرشار تاريخي و فرهنگي مان مي بينند به يك يا دو مورد اكتفا نمي كنند. سياهه اي از اين ادعاهاي خيالي و بي خيالي حضرات دستگاه هاي ديپلماسي، فرهنگ و امنيت را مي توان به راحتي رديف كرد: ادعاي امارات درباره مالكيت جزاير سه گانه ايراني، ادعاي برخي كشورهاي نوظهور عربي درباره الاحواز بودن اهواز و محمره بودن خرمشهر و عربي بودن استان ايراني خوزستان، ادعاي افغانستان درباره افغاني بودن و تركيه درباره ترك بودن مولانا شاعر ايراني و پارسي سراي قرن هفتم هجري (نكته جالب توجه اينكه يونسكو به واسطه تلاشهاي تركيه سال جاري ميلادي را سال مولانا نامگذاري كرده است نه رايزني هاي دستگاه هاي فرهنگ دوست ايراني)، ادعاي كشور قطره اي قطر بر عرب بودن ابن سينا و ابوريحان بيروني در مراسم افتتاحيه بازي هاي آسيايي دوحه و... و اين قصه سر دراز دارد و خواهد داشت.اما همچنان دستگاه ها و نهادهاي مختلف فرهنگي، علمي، امنيتي، سياسي و ديپلماتيك ما به بي توجهي و سكوت خود ادامه مي دهند و همين مساله و گذشت زمان شرايط را به ضرر ما و به نفع آنها كه تلاش شبانه روزي مي كنند، تغيير مي دهد.
اين امر شايد ريشه در گستردگي حوزه هاي فعاليت و تلاش اين دستگاه ها در مقايسه بارقباي خارجي يا بي برنامگي و عدم مديريت صحيح مسائل حوزه هاي ماموريتي، يا درك نكردن اهميت فضاسازي رقبا عليه ما از سوي اين دستگاه ها و نهادها داشته باشد.
شايد آنچه باعث كوتاهي ما شده است، ناچيز ديدن اين رقبا كه به واقع چنين هم هستند، باشد. اما فراموش نكنيم كه اينها پياده نظام خرده پاي ناتوي فرهنگي استكبار جهاني عليه جمهوري اسلامي هستند وگرنه پشه لاغري را كجا تاب هماوردي با شاهبازي بلند پرواز است.
تدبير صحيح رسانه اي اين است كه در رسانه هاي كه براي افكار عمومي داخل فعاليت مي كنند به دور از جنجال تبليغاتي و متشنج نشان دادن فضا به روش كاملا علمي و تاريخي و با استفاده از قالب هاي گوناگون رسانه اي و هنري اعم از فيلم، تئاتر، انيميشن، داستان و بازي رايانه اي، اصالت ايراني اين مفاخر و آثار و عناصر تاريخي و جغرافيائي و ساير داشته هاي ارزشمند خود را اثبات كنيم.
در رسانه هاي داراي برد بين المللي (مكتوب، ديداري و شنيداري، چند رسانه اي و اينترنتي) صرفا نبايد در موضع انفعال به دفاع از خود بپردازيم بلكه بايد با هدف به سكوت كشاندن رقيب (البته با رعايت ظرايف رسانه اي و مباني علمي) اقدام به كنش فعال كنيم و گرنه اين مدعيان كه بيشتر عمله و اكله دشمنان اصلي نظام جمهوري اسلامي و منتظر اشاره هاي استكبار جهاني و صهيونيسم بين الملل هستند در خاكريزهاي فعلي متوقف نخواهند شد.
ديگر اين كه در زمينه حفاظت از داشته هاي فكري و فرهنگي و مفاخر ملي و تماميت ارضي و تاريخي خود نبايد و نشايد كه به يك سري موج هاي گذراي رسانه اي اكتفا كنيم بلكه لازم است حتي كميته اي در نهادهاي استراتژيك فرهنگي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشكيل شود تا با هماهنگي تمام دستگاه هاي ذي ربط از صدا و سيما، وزارت خارجه، ارشاد و اطلاعات گرفته تا دانشگاه ها و مركز پژوهشي و ساير نهادها و سازمان هاي يك حركت مستمر را در پاسداري از اين آثار پي ريزي و پيگيري نمايد.
چرا صنعت خودرو سازی ایران
عاقبت به خیر نخواهد شد؟
آموزه های اخلاقی و سنت های الهی که در متن دین اسلام وجود دارد گاهی به غلط در حد فردی تقلیل داده می شود.
اما مهم این جاست که این آموزه ها از لایه فردی به لایه اجتماعی تسری پیدا کند و رسالت قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجهم نیز گسترش همین آموزه ها در حد بین المللی ا
ست.
وگرنه گفتنی ها را حضرت ختمی مرتبت و اولیای ایشان به طور جامع و کامل گفته اند و برای پس از خود حرکت و قیام بر اساس این آموزه ها را باقی گذاشته اند.
البته گفتن گفته های ایشان نیز خود بخشی از قیام است و مسیر حرکت را هموار می نماید.
اما ارتباط این مطالب با سوال بالا:
خیلی گفته اند و شنیده ایم که اگر کسی مثلا رحم نداشته باشد، به او نیز رحم نخواهد شد، یا مثلا انصاف بورزید تا با شما انصاف بورزند.
اما آیا این اصول فقط در حق افراد صادق است؟
آیا نمی توان و نباید این اصول و سنت ها را به نهاد ها، سازمان ها و گرو ه ها وو دستجات سیاسی و اجتماعی تسری داد؟
به نظر حقیر برای طراحی راهبردها و استراتژی های حاکم بر اجزای گوناگون جامعه ای که با ادعای رهروی راه اولیای طاهرین علیهم السلام در جهان شناخته می شود و ظهور با طراوت منجی آخرین را زمینه سازی می کند باید این اصول کاملا لحاظ شود.
به تعبیر دیگر سیتم مدیریتی و طراحی های استراتژیک ما، که به باور بسیاری از کارشناسان تبدیل به پاشنه آشیل نظام شده است وقتی اصلاح می شود و در مسیر پیشرفت حرکت می کند که در محاسبه های علمی خود این عناصر را نیز دقیقا بگنجاند.
و پایان کلام این که وقتی می شنویم ایران خودرو، خودرو سمند را با کیفیتی بالاتر از آنچه در داخل تولد و عرضه می کند باقیمت تقریبا یک چهارم در کشورهای دیگر به فروش می رساند این سوال پیش می آید که آیا قیمت واقعی سمند آن چیزی است که در خارج عرضه می شود یا آن چیزی است که در داخل فروخته می شود؟
قطعا یک فعال اقتصادی عاقل و سالم با ضرر کاری را صورت نمی دهد. پس نتیجه این که آن چه در داخل قیمت روی خودرو ها گذاشته می شود بر مبنای بی انصافی، گدا صفتی و سوء استفاده از رانت عدم فرصت رقابت با سایر کارخانجات خودرو سازی است.
حال تولید کننده ای که مبنایش را این بی اخلاقی های اقتصادی گذاشته است چگونه امید دارد که به پیشرفت و توسعه دست یابد؟
این مهم با سنت های الهی درباره مومنان جور در نمی آید و از آنجا که اگر مومنی گناه کند توبیخ سخت تری در انتظار اوست، ایران خودرو، سایپا و سایر کارخانجات خودرو سازی کشور که در حال بهره کشی از نیازهای مردم در ایران هستند باید انتظار عاقبت سختی را بکشند.
چيزي تا روز پذيرش
قطعنامه ۵۹۸ نمونده، ۲۷ تير

وقتي متن پيام پذيرش قطعنامه رو با صحبت هاي چند روز پيش از اون مقايسه مي کنيم باعث تعجب مي شه اما تو اين چند روز چه اتفاقهايي افتاد؟ و الله اعلم
امام در پيام خودشون گفتن که تاريخ حقايق رو آشکار ميکنه.
اما مقايسه اي بين فرازي از بيانات امام با پيام قطعنامه...
البته با تشکر از ذيغار نشين و لينک مناسبش
" اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم. بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم. امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خيانت به رسولالله(صلي الله عليه و آله و سلم) است. اين جانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنههاي نبرد، تقديم مي نمايم..."
(13/4/1367)
ادامه مطلب
عین صاد
۲۱ تیر سالروز درگذشت یکی از اولیای گمنام طریق هدایت و نهضت انتظار است به همین بهانه زندگینامه وی را به نقل از پایگاه اینترنتی این استاد گران مایه می آورم. روحش شاد و یادش گرامی باد.
... و اما مرگ پایان نیست
آغاز دویدن هاست
در این سو، پای ما آماده می گردد، با رنج و فشار و درد
در آن سو سخت می تازیم تا آن مقصد بی مرز...
ادامه مطلب
فکر می کنید این جمله از کیه؟
جامعه اسلامی جامعه هوشیارها و زبان دارها است،
جامعه اسلامی جامعه مردم فضول است...
جامعه بره ها نیست.
شايد باور نکنيد ولي جمله از شهيد بهشتي است
توسعه قناعت محور
درست انتهای خیابان ناصرخسروی تهران، اونجایی که این خیابون به یک دوراهی می رسه، و یک مسیر مستقیم میره به میدون امام خمینی و یک خیابون با زاویه ۹۰ درجه به راست می پیچه و بعد به چپ و مستقیم می خوره به اول خیابون سعدی، روی دیوار صاف و سیمانی بزرگی مشرف به این دوراهی نوشته:
قناعت گنجی است که پایان ندارد.
امام علی علیه السلام
من هم که چند سالی از محله خزانه بخارایی به محل کارم می رفتم و مسیر عبور سرویسم دقیقا همین خیابون بود، تقریبا هر روز صبح، به جز روزهای تعطیل و اون موقع هایی که تو سرویس خواب بودم یا از سرویس جا می می مودم و با مترو می رفتم، چشمم به این کلام با برکت می افتاد و این سوال تو ذهنم می پیچید که: چطور قناعت یک گنج پایان ناپذیره؟ کسی که یه پاپاسی تو جیبش پیدا نمی شه و همیشه هشتش گروی نهشه (به ضم نون) چه جوری با قناعت صاحب گنج می شه؟
خلاصه بعد از کلی خرج کردن از فسفرای مغز به نتیجه خارق العاده ای رسیدم!
اولا تو این جمله حضرت امیر علیه السلام کلیدی ترین کلمه، قناعت، باید مفهومش روشن بشه تا مفهوم جمله جا بیفته.
تعبير من از قناعت اينه که آدم توقعش رو از تمتعات دنيا به صفر برسونه. دنيا يعني اون چيزايي که تو دنيا داريم از جسم و پول گرفته تا قدرت و انسان هاي ديگه و ساير موجودات جهان که به نحوي در تعامل با ما هستند. اون وقت کسي که اين جور شد اگه کوچکترين چيز در هر زمينه اي نصيبش بشه اونو ميبينه و شکرش رو بجا مي ياره. شکر هم يعني رضايت قلبي از اون چيزي که داريم به علاوه استفاده به بهترين شکل از اون.
حالا بشمريم ببينيم از نقطه صفر تا اينجا که هستيم چقدر فاصله داريم.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
با کمي تامل متوجه مي شيم چه گنج هاي ناتمامي داريم و چقدر جا داره که از اين گنج ها بهره ببريم و بهره برسونيم.
_________________________________________
اما فصل دوم بحث
مي خوام از يه جاي ديگه شروع کنم.
بسياري از پندهايي که از بزرگان در زمينه خودسازي براي ما رسيده اند بنا بر يک باور به غلط رايج در دايره زندگي و خودسازي فردي محدودش مي کنيم. در حالي که اگه اون ها رو به گستره وسيع تر اجتماع از سطح محلي تا ملي و حتي بين المللي بکشونيم بشريت وضعش بهتر از ايني ميشه که حالاست. و اصلا معتقدم نهضت جهاني قائم آل محمد عليهم السلام شروع بشه مدارش احياي همين ارزشها در گستره جهاني است و قرار نيست چيزي غير از اينهايي که تا حالا گفته شده گفته بشه. (به قول امام خميني از آدم تا خاتم الانبيا عليهم السلا
م و به دنبال ايشان ۱۱ ولي الهي از سلاله علي و زهرا گفتني ها را گفته اند و ما مامور به عمل هستيم.)
يکي از اين ارزش ها که بايد در جامعه مدار طراحي هاي استراتژيک ما قرار بگيره تا مسير توسعه همه جانبه براي کشورمون همواره بشه و بتونيم الگويي جديد از کشورداري به جهان ارائه کنيم همين قناعت خودمونه.
اگه قناعت گنجي است که پايان ندارد و قطعا همين طوره چون کلام معصوم عين حقيقت مطلق است، پس چرا نبايد از اين سرمايه بيکران در طراحي هاي اقتصادي مون بهره بگيريم؟! مگر نه اينکه يکي از مباني رشد اقتصادي سرمايه است؟!
يک شعر باربط به نهضت انتظار تقديم به شما، با تشکر از ساغر ۱۹۸۷
اميد
ما معتقديم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد
چشمان خدا زعشق تر مي گردد
مهدي به ميان شيعه بر مي گردد


اينم يه عکس جالب از صفي که در سال ۱۳۵۷براي تهيه کتاب هاي شريعتي مقابل کتابفروشي آذر روبروي دانشگاه تهران تشکيل شده.
وتوای
علــــــــــــــی!
با تشکر از آقای غفاری وبلاگ نویس ربذه دات بلاگفا دات کام، بخشی از سخنرانی شهید چمران را در هنگام دفن ایشان در دمشق پیش رویتان قرار می دهم، همان طور که وبلاگ نویس بیم موج در نظر خود نوشته اگر ندانی این متن را چه کسی در رثای چه کسی گفته گمان می کردی شریعتی در وصف امیر مومنان متنی سروده است:
ای علی!
تو نماینده به حق محرومین و زجر دیدگان تاریخی و من ناله دردمندان را از حلقوم تو میشنوم, خروش اعتراض آنها را در فریاد رعد آسای تو می یابم. سرنوشت هزاران کارگر بدبخت را از دریچه چشم تو می بینم که زیر تازیانه جلادان فرعون جان مید هند و زیر تخته سنگ ها دفن می شوند و من صدای خرد شدن استخوان های نحیف آنها را زیر تخته سنگ ها می شنوم و ضجه دردمندان و ناله زجر دیدگان دلم را به درد می آورد .
ای علی!
با خروش تو به جنگ استعمار و استبداد و استثمار برمیخیزیم و همراه تو تاریخ را می شکافیم و فرعون ها و قارون ها و بلعم ها را لعنت می کنیم.
ای علی!
همراه تو , در راه خدای بزرگ به مجاهدت برمی خیزیم و به اسلحه شهادت مجهز می شویم. من آن راهی را و مکتبی را مقدس می شمرم که غم ها و درد های کثیف آدمی را صفا و جلا دهد و غم ها و درد هایش را زیبا و متعالی کند. روح را از قفس جسد آزاد کرده به آسمانها صعود دهد. بر این حساب دکتر شریعتی به درجه بی نهایت قابل تقدیس است، آدمی را منقلب می کند، روح را از قید زمان و مکان آزاد کرده، به ازلیت و ابدیت متصل می نماید و در آسمانها به سیر و سیاحت می پردازد و زیبایی های عجیب و خلاق و سوزنده به آدمی نشان می دهد و ابعادی جدید و مبهوت کننده و پر شکوه از خلقت به ما می نمایند.
و تو ای خدای بزرگ , علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشق بازی و فداکاری را به ما بیاموزاند. چون شمع بسوزد و راه ما را روشن کند و به عنوان بهترین و ارزنده ترین هدیه خود او را به تو تقدیم میکنیم تا در ملکوت اعلای تو بیاساید و زندگی جاوید خود را آغاز کند.
ای علی!
تو در قلب من زنده و جاویدی، قسم به عشق تا وقتی که قلب سوزانم می جوشد و میخروشد و می سوزد، تو ای علی در قلب من حیات داری، که جاذبه آسمانی عشق را در رگ های وجودم به گردش در می آوری و حیات مرا از عشق و فداکاری سرشار میکنی.
چمران
حکیم مبارز
مقدمه
عموماً برای شناخت تفکر حاکم بر انقلاب اسلامی ایران، مانند سایر انقلابهای جهان، به اندیشه رهبران این انقلاب ارجاع میدهند. در مورد انقلاب اسلامی نیز به حق، نشانی اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، شاگرد ایشان استاد شهید مرتضی مطهری و اندیشه مرحوم دکتر علی شریعتی – که در اثنای انقلاب به معلم انقلاب معروف شد – ارجاع میدهند.
به اعتقاد نگارنده این مقاله، اندیشههای حاکم بر انقلاب اسلامی در طول دفاع مقدس جلوه دیگری به خود میگیرد که در آثار شخصیتهای بزرگواری چون شهید دکتر مصطفی چمران و سیدشهیدان اهل قلم سیدمرتضی آوینی نمونه اعلای آن را میتوان جست.
البته بنا به نظر یکی از دوستان پژوهشگرم آقای مهدی سعیدی اگر کسی امکان و فرصت بررسی آثار این 5 بزرگوار را برای آشنایی با اندیشه حاکم بر انقلاب اسلامی نداشته باشد، با مراجعه به آراء و نظرات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنهای ، عصاره دیدگاه این پنج نفر را کسب خواهد کرد.
31 خرداد سالروز شهادت ابرمردی است که در مسیر سیر و سلوک خود توانست به اعلیترین وجه جمع بین حماسه و عرفان را با الگوپذیری از مقتدایش امامحسین (ع) در عصر حاضر بنماید.
ادامه مطلب
وهابیت
محصول کارگاه وزارت مستعمرات (۲)
آل سعود یا آل یهود
کتاب تاریخ "آل سعود" چاپ بیروت با دلایل و مدارک غیرقابل انکار اثبات کرده است که آل سعود "مردخای ابراهیم موشیِ" یهودی بوده است که با تغییر و انتخاب اسامی عربی برای خود و اولاد و زنانش خود را در میان مسلمین جا زده است.
سید مرتضی رضوی در کتاب "صفحه عن آل سعود، الوهابیین و آراء علما السنه فی الوهابیه" که به زبان عربی نوشته شده است، از قول ناصر السعید مینویسد: «در دهه 1960 برنامهای با عنوان "یهودیت آل سعود" از رسانههایی مثل رادیو صدای عرب و رادیوی انقلاب یمنی در صنعا پخش شد. ملک فیصل در این برنامه با نوعی افتخار تلاش میکرد تا این موضوع را ثابت کند. البته وی مسیر بازگشت به اسلام را نیز با تزویر حفظ میکرد. وی میگفت: پیوند آل سعود با یهود به ریشه مشترک سامی بازمیگردد. این مطلب در روزنامه واشنگتن پست 17 سپتامبر 1969 و همچنین برخی روزنامههای عربی مثل الحیاه نیز منتشر شد.»
وی افزود: «ما و یهود پسر عمو هستیم، لذا راضی نشدیم آنگونه که برخی میخواستند آنها را در دریا غرق کنیم، بلکه میخاهیم با آنها در فضای صلح و امنیت زندگی کنیم.» فیصل در ادامه این مطلب گفت: «همانگونه که میدانید ریشه ما و یهود به سام میرسد و علاوه بر آن از نظر سرزمینی هم با یکدیگر مشترکیم. سرزمین ما محل شکل گیری یهودیت نخستین است که از آنجا یهود به سراسر جهان گسترش یافت.»
ناصر السعید میافزاید: «این اظهارات ملک فیصل و اظهارات دیگری که مشابه آن دارد، چندان مورد توجه کسی قرار نگرفت، زیرا در این دوره اتحادیه عرب در وضع بدی قرار داشت و از طرفی رسانههای جهانی هم تلاش کردند تا دامنه این اظهارات چندان گسترده نشود.»
رضوی در جای دیگری از کتاب خود به نقل از صفحات 446 تا 449 از کتاب "تاریخ آل سعود"، چاپ سوم که در بیروت انتشار یافته است، مینویسد: «نسب یهودی سعودیها در سرزمین نجد بر کسی پوشیده نیست و بسیاری از افراد ریشه آنها را میشناسند و حتی میدانند که چگونه سعودیها برای پوشاندن اهداف و اغراضشان خود را در میان اعراب و مسلمانان جا زدند. یکی از افرادی که به این نسب اشاره میکند، شاعر معروفِ نجدی، "حمید الشویعر" است که اشعار وطن دوستانه وی بسیار معروف است.»
برای دسترسی به مطالب کتاب سید مرتضی رضوی میتوانید به بخش عربی پایگاه اینترنتی مرکز جهانی آل البیت به نشانی www.Al-shia.com مراجعه کنید.
ادامه مطلب
یک خبر و یک نظر
یک خبر
سایت بازتاب در پانزدهم خرداد ۸۶ در مطلبی با عنوان «طلوع امیدی برای آینده نظام در سالگرد ارتحال امام» نوشت: «پخش مشروح اظهارات حجتالاسلام سيدحسن خميني و تبيين ديدگاههاي وي، موجي از اميد را در جامعه به خاطر طلوع چهره توانمند ديگري براي آينده نظام پديد آورد.»
نویسنده این مطلب سپس به بیان سایر ویژگی های آقا سيد حسن که از خلال گفت و گوي تلويزيوني ايشان با فرزاد جمشيدي در شبکه ۳ سيما کشف کرده مي پردازد
و ادامه مي دهد:« توانمندي سيدحسن خميني در حوزههاي گوناگون فرهنگي، فلسفي، اجتماعي، سياسي و عرفاني در پاسخ به پرسشها و حفظ مبناي فكري و نوع نگرش و ديدگاه امام(ره)، نشان از توانمندي علمي و پژوهشي در كنار اشتياق و دلبستگي وي به منش امام خميني(ره) دارد. نوه امام همچنين با طرح سوژه «اجتهاد» درباره انديشه امام خميني، مسير تازهاي را براي فحص و پژوهش در انديشه مطرحكننده تئوري «ولايت فقيه» گشود.
ادامه مطلب
وهابیت
محصول کارگاه وزارت مستعمرات (۱)
چکیده
جماعت اندک اما افراطی القاعده که در مقطعی از رخدادهای جهان اسلام بر سر زبانها افتاد و براساس جنجال رسانههای صهیونیستی به اشتباه بلکه با شیطنت به عنوان نماینده ناشایست جهان اسلام معرفی شد به واقع بازوی نظامی تفکر عده قلیلی از فرقههای اهل سنت است. این عده براساس اندیشههای خشک سلفی در آزمایشگاه استعماری انگلیس حدود 250 سال پیش با چهرهای جدید بازتولید شد. دقیقاً در همان مقطع بود که دست استعمار برای پیگیری منویات اقتصادی خود در جهان اسلام، به یک فرقه سازی باطل در شیعه نیز تحت عنوان بابیت و بهائیت دست زد. فرقه بابیت با تدبیر وزیر هوشمند ایرانی (امیرکبیر) در نطفه خفه شد و فرقه بهائیت که در ایام فترت حاکمیت شیعه در دوره قاجار و حمایتهای سلسله پهلوی توانسته بود مجالی برای عرض اندام و ظهور در نهادهای مختلف ایرانی بیابد با تدبیر روحانیت شیعه راه به جایی نبرد و سپس با ظهور انقلاب اسلامی تا حد زیادی به محاق رفت. اما فرقه وهابیت در دوران افول امپراطوری بیمار(عثمانی) و با حمایتهای مادی و معنویت استعمار انگلیس در سرزمین نجد و درکنار خانه وحی و رسالت شکل گرفت، با پشتیبانی شمشیرهای خاندان مشکوک(!) ابن سعود توانست حاکمیت خود را بر عربستان تحکیم کند.
این فرقه نوظهور که براساس آموزههای التقاطی و تحریف شدهاش از قرآن و سنت پیامبر اسلام(ص) ، شرک شیعه و بسیاری از فرقههای اهل سنت را شعار خود ساخته در تلاش است تا به هر وسیله ممکن، بسیاری از باورها و رفتارهای متین اکثریت مسلمانان و بویژه جماعت پشتگرم به نصوص قرآن و آموزههای معصومین (ع) (شیعه) را شرکآلود خوانده و برهمین اساس درمقطعی اقدام به تخریب اماکن مقدس اسلامی کرد. در حال حاضر نیز علمای این جمع به راحتی و بدون هرگونه ملاحظهای درباره وحدت امت اسلام که رویه اکثریت علمای بزرگ اسلامی (اعم از شیعه وسنی) بوده است، به راحتی حکم تکفیر شیعیان و مهدورالدم بودن ایشان را صادر میکنند که نتیجه آن شیعهکشیهایی است که اخبار آن را فراوان از گوشه و کنار جهان اسلام، از هند و پاکستان گرفته تا ایران و عراق و عربستان به دست به ظاهر مجاهدان این فرقه "پرداخته" استعمار میشنویم. این رفتارها باعث واکنش بسیاری از علمای جهان اسلام به ویژه شیعیان شده است که موضع گیری جدی آیت الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید شیعه یک نمونه از این واکنشهاست.
ادامه مطلب
دست نوشته آيت الله خامنه اي بر كتاب
فرمانده من

السلام علیكم یا اولیاء الله و احبائه، السلام علیكم یا اصفیاءالله و خیرته، السلام علیكم یا انصاردین الله و اعوان ولیه ...
ای آیتهای خدا، ای معجزههای ایمان، ای نشانههای تعالی جاودانه انسان ...
ای گلهای محمدی كه فساد و آلودگی جهان امروز نتوانست از شكوفایی باز داردتان، برقی شدید و دنیای تاریك را روشن كردید، حجتی شدید بر آن كوتاهنظران كه بالندگی انسان الهی را در عصر تسلط مادیت ناممكن میدانستند، خاطرهی مسلمانان صدر اسلام را زنده كردید و صدق و اراده و فناء فی الله را حتی پیش از آنان به نمایش گذاشتید. آنان به نفس پیامبر و نزول پیاپی آیات قرآن دل را گرم و جان را تازه میكردند. اما شما چه؟ حقا خلوص و تقوا را مجسم كردید و برای آن امام بحق كه مظهر خلوص و تقوا بود سربازانی شایسته شدید ... سلام الله علیه و علیكم هنیئا لكم رحمة ربكم.
كتبه بیمناه الوازره اسیر امانیة و ذلیل نفسهعلی الحسینی غفرالله له و رحمة و حشر مع اولیائه و الحقه بهذه الزمره الطیبه. آمین.
به نقل از سایت رجانیوز
چالش هاي امروز جامعه ما
سيري در آفات
انقلاب اسلامي ايران
خروج تعدادي از روحانيون از زي طلبگي، رواج بي بند و باري جنسي، رجحان احساسات و عواطف بر عقلانيت در مناسبات اجتماعي، نابساماني اقتصادي، كاستي در اقامه عدل، عدم كارايي نظام اداري و ناهماهنگي كانون هاي قدرت، ظاهر فريبي و رياكاري، فقر و پريشان حالي طيفي از پيشگامان و فداكاران انقلاب اسلامي و چند گانگي و تشتت در برنامه هاي فرهنگي بخشي از ۲۵ فصل كتابي است كه دكتر سيد احمد زرهاني درباره آفت هاي انقلاب اسلامي به رشته تحرير در آورده است.
گفتارهاي انگيزشي به جاي مصاحبه
در بخشي از مقدمه اين كتاب مي خوانيم: ابتدا در نظر داشتم در اين پژوهش از روش مصاحبه و توزيع پرسشنامه بهره گيرم، اما پس از قدري تامل و انجام چند گفت و گوي مستقيم با ابرخي چهره هاي فكري و اجتماعي، احساس كردم كه روش مصاحبه كارايي ندارد، زيرا افراد قدري با احتياط پيرامون موضوع آفات انقلاب اسلامي سخن مي گويند و دستيابي به نظر اصلي آنان دشوار است.
بعد از كنار گذاشتن روش مصاحبه مستقيم، به اين نتيجه رسيدم كه در مجامع نخبگان و آگاهان به امور انقلاب، موضوع انقلاب اسلامي را به عنوان مباحث متعارف مطرح كنم و با بيان ديدگاه هاي خود، زمينه را براي اظهار نظرهاي صميمانه فراهم آورم. شركت كنندگان در اين گفت و گوها مهمولا در يك فضاي صميمي و غير رسمي، درد دل مي كردند و ديدگاه ها و صلاح انديشي هاي خود را بيان مي نمودند. اين روش از مصاحبه رسمي نتيجه بهتري داشت و بخشي از اين پژوهش مرهون اين ديدگاه هاست.
يك نظر از نهضت انتظار
سواي از محتواي كتاب و مطالبي كه آقاي دكتر زرهاني به آنها دست يافته اند، دو نكته در مورد روش جمع آوري مطالب ايشان در خور توجه است:
۱ ـ خوشبختانه ايشان به روشي براي استخراج ديدگاه هاي حقيقي صاحب نظران در قالب فرهنگ بومي ما دست يافته اند كه البته چگونگي مستند كردن اين پژوهش به يافته هاي مورد نظر هنوز جاي كار دارد.
۲ ـ اين كه علي رغم آموزه هاي ديني ما كه توصيه مي نمايند حق را بگوييد ولو به ضرر خودتان باشد و ظهور انقلاب اسلامي و باز شدن فضاي جامعه به نسبت دوران ديكتاتوري هاي گذشته چرا هنوز مردم و به ويژه روشنفكران ما از طرح آن چه مي انديشند و باور به حقانيتش دارند پرهيز مي كنند؟ كه جاي يك مطالعه جامعه شناسانه جامع در اين ميان خالي است.
نهضت انتظار (۳)
نهضت انتظار در دوران غیبت
۱ - تمسک به مهم ترین میراث پیامبر (ص) یعنی قرآن و عترت در دوران غیبت٬ شکل خاصی به خود گرفت. ولایت فقها بالاترین حد مقدور تاریخی تحقق عینی عترت در دوران غیبت بوده است.
۲ - فلسفه انتظار در تعبیر صحیح و سالم خود٬ یعنی انتظار ظهور دولت پایدار و فراگیر حق و زمینه سازی برای این ظهور در سخت ترین شرایط تا موقعیت تمکن نسبي در دوران غيبت، هسته مرکزي و زير بناي تمامي حرکات علمي، فرهنگي، سياسي و نظامي نهضت شيعه بوده است.
۳ - نهضت فقها با مراجع، مرکز ثقل تاريخ ايران و تشيع و محور اصلي هويت بخش تاريخ ماست. نهضتي مستمر، بدون انقطاع و داراي روحي يکپارچه و غايتي واحد که در دوران غيبت معصوم و دنبال نهضت انبيا و اوصيا بوجود آمده است. (نهضت مرجعیت در دوران غیبت٬ چهره دیگری از نهضت انتظار است)
۴ - مهم ترین کارکردهای این بینش در شرایط کنونی از این قرار است:
الف) شناخت عصر و زمانه خود و آگاهی به قرائت های غلط٬ ناقص و بیگانه از این عصر
ب) شناخت صف بندی اصلی مبارزه و تمیز آن از صف بندی های کاذب و القایی
ج) شناخت روش های درست مبارزه و بازشناسی این روش ها از شیوه های آلوده و آمیخته با عادت ها و سنت های نو شده و تغییر شکل یافته جاهلیت مدرن
۵ - حدود ۶۰ فقیه و عالم شیعی از سال ۳۲۹ تا ۱۳۹۸ هجری قمری بدون انقطاع رهبری جامعه شیعه را تا انقلاب اسلامی بر عهده داشته اند.
۶ - هر یک از فقها به تنهایی منصوب از جانب امام زمان و رهبر جامعه شیعه بوده اند. البته ممکن بود به علت عارض شدن موانعی در یک مقطع زمانی ظاهرا فقهای متعددی به ولایت برسند٬ اما این مسئله با وحدت ذاتی ولایت نقلا و عقلا معارض نمی باشد.
۷ - مسئله لزوم کسب قدرت سیاسی و تمکن یافتن بر روی زمین ولو در دوران غیبت از ارتکازات فقها و مراجع اصلی شیعه و از اهداف نهایی نهضت مرجعیت بوده است.
۸ - نهضت مرجعیت با توجه به موارد فوق٬ از سال ۳۲۹ تا ۱۳۹۸ هجری قمری سیزده دوره تاریخی را سپری کرده است که شامل دوره های فرهنگی٬ علمی٬ مخفی٬ سیاسی و نظامی به تناوب می باشد.
۹ - نهضت مرجعیت به لحاظ ماهیت اعتقادی و سرزمینی دشمن به دو مرحله مبارزه داخلی و مبارزه خارجی و در مرحله خارجی به چهار مقطع مواجهه مستقیم٬ سیاسی غیر مستقیم٬ سیاسی مستقیم و همه جانبه تقسیم می شود.
نهضت انتظار (۲)
نهضت انتظار
۱ - مهم ترین مسئله اجتماعی تاریخ بشر این بوده است که چه کسی باید حکومت کند٬ فردی از سوی خداوند یا بشری عادی؟
۲ - در تمام تاريخ دو نوع حكومت بيشتر تحقق نيافته است: حكومت الهي توسط پيامبران و اوصيا و جانشينان آنان كه در روايات از آن به دولت الله يعني نوبت ظهور حكومت حق تعبير شده يا دولت ابليس.
۳ - اذعان به وجود تاريخي حكومت و ولايت ديني و ولايت ابليس مهم ترين كليد تحليل تاريخ در همه عصرها است.
۴ - انتظار دولت حق، حالت و وضعيتي است كه همه پيامبران، اوصيا و پاكان و صالحان در آن به سر برده و همگي با تلاش و جهاد خود آن را به صورت يك نهضت در متن جامعه بشري در جبهه حق طلبان به جريان انداخته اند. اين همان معناي نهضت انتظار است.
۵ - انتظار در يك تقسيم بندي كلي در دو نوع انتظار دولت حق و فراگير و پايدار و انتظار دولت هاي مقطعي و موضعي وجود داشته است و پيامبران و اوصيا همواره هم در انتظار يك تمكن و اقتدار حق حتي به صورت موضعي و موقت بوده اند و هم انتظار آن دولت حق و فراگير و پايدار را مي كشيده اند.
ادامه مطلب
نهضت انتظار(۱)
حدود ۷ یا ۸ سال پیش در اوج فضای دوی خرداد٬ غلبه ی مولف
ه های فرهنگ غربی و رونق مباحثی از قبیل پلورالیسم٬ هرمنوتیک٬ گفتمان سالاری در حوزه های اندیشه و دموکراسی و حقوق بشر در حوزه های سیاسی بود که بنده و تعدای از دوستان از طریق آقای دهکردی با روحانی جوانی آشنا شدیم که سخنانش حاکي از يک آرامش